در جریان سومین دوره منظره های نامزدان ریاست جمهوری آقای روحانی خطاب به قالیباف گفت سال ۸۴ که در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئولیت داشته، مردانگی کرده و مانع از افشای یک پرونده مهم شده است و اگر چنین نکرده بود، قالیباف اکنون اینجا ننشسته بود.
اگر این حرف صحت داشته باشد باید از آقای روحانی سوال شود خطای آقای قالیباف مسئله ای شخصی بوده و مربوط به خود ایشان و قالیباف یا خطایی عمومی و مرتبط با کل جامعه. اگر شخصی و در ارتباط بین او و قالیباف و ایشان چشم پوشی کرده آفرین بر این گذشت و مردانگی. در عین حال انسان بخشنده نباید در هر وضعیتی، بعدا نباید منت بر سر خطاکار بگذارد مگر قرارش نان به قرض دادن باشد. اما اگر خطای قالیباف مسئله ای مرتبط به کل مردم بوده، این کار اسمش مردانگی نیست بلکه خیانت در امانت است چون سمت های دولتی امانت مردم هستند و عهده داران این سمت ها حق اینگونه بذل و بخشش از کیسه بیت المال را ندارند. تمامی رانتخواری ها، رشوه خواری ها و مشکلاتی که امروز به اقتصاد ایران صدمه زده و زندگی مردم را فلج کرده است ناشی از "مردانگی" های ناجوانمردانه، شراکت در منافع و یا نان به قرض دادن است.
نکته نهایی که نباید به آن بی توجه باشیم این است که آقای روحانی که طی این چهار سال، بطور مداوم با کوچکترین انتقادی عصبی می شد و مخالفان را با طعنه و نیش زبان به جهنم حواله می داد و بکارگیری کلماتی مانند تازه به دوران رسیده، بزدل، بیکار و متوهم، بی شناسنامه، کم سواد، تازه انقلابی شده، عصر حجری، دروغگو و ... توسط ایشان به امری عادی تبدیل شده بود، در جریان این مناظره ها تمام تلاش خود را کرد تا خود را آرام و متین نشان دهد اما معلوم نیست چه شد که در آخرین مناظره یکباره از کوره در رفت و چنین گافی را داد.
برچسب:
نویسنده: هلیا اکبری